اصول بازی " تاكتيكها" چاپ نامه الکترونیک

tacticsتاكتيكها
1 – تلاش کنید از نفوذ مدافع مستقیم خود رها شوید و در جایی که امکان شوت ، دریبل یا پاس دارید توپ را تصاحب کنید .
2 – سعی کنید به همبازی خود این فرصت را بدهید تا از دفاع تیم مقابل فرار کرده ، پاس را در یک نقطهٌ مناسب تصاحب کند .
3- در زماني كه موقعيت ايجاب مي كند با حركات و حمله هاي كاذب، امكان حمله را براي خود و همبازي هايتان فراهم كنيد.


4- مواظب حركات بازيكن توپ دارباشيد، زيرا عكس العملهاي شما تابع بازيكن صاحب توپ و يا بازيكن پاس دهنده است.
5- در صورت از دست دادن توپ، سعي كنيد به سرعت از حالت حمله به حالت دفاع تغيير وضعيت دهيد.
6- براي ريباند كردن همواره آماده باشيد و حالت تهاجمي خود را هيچگاه از دست ندهيد.
7- هميشه حركات بازيكنان هم تيم و تيم مقابل را كاملا زير نظر بگيريد تا بتوانيد بموقع مدافعين را به دام بيندازيد و يا خود را با همبازيتان هماهنگ كنيد.
8- همواره آماده باشيد تا بهترين مسير را براي پرش انتخاب كنيد.
9- به خاطر داشته باشيد ، در حالي كه يك وظيفه تيمي به عهده داريد، مسوول رشد و ترقي خود نيز هستيد.

دفاع فردي
دفاع فردي اساس دفاع موثر تيمي است. ما سعي مي كنيم اين تصور غرورآميز را در بازيكنان تقويت كنيم كه قادر به كنترل حريف خود هستند. ما مي خواهيم به آنها بقبولانيم كه حريفشان را متوقف كنند يا قدرت كسب امتياز وي را از حد ميانگين هميشگي اش پايين تر آورند. بر اثر اين كوشش،‌ احساس رضايت عميقي حاصل مي گردد. نمي خواهيم نتيجه گيري كنيم كه دفاع تيمي اهميت كمتري دارد، بلكه مي گوييم يك دفاع تيمي قوي بايد با دفاع استوار فردي پايه ريزي شود.
از لحاظ تحرك، دفاع مي تواند بسيار مشكلتر از حمله باشد. اما بيشتر اوقات، بازيكنان علي رغم مقاصد دفاعي شان حالت تهاجمي به خود مي گيرند. اين حالت تا حدي طبيعي است و ما به عنوان مربي بايد سعي كنيم بين اين دو حالت، تعادل برقرار كنيم تا بتوانيم از يك جوان يك بازيكن كامل بسازيم.
شايد بتوان" تمركز ذهن" را اولين گام حياتي در تكامل روش دفاعي دانست. ما به دقت بازيكنان خود را مورد مطالعه قرار داده و با آنها در مورد ميزان تمركز ذهنشان در انتهاي دفاعي زمين بحث نموده ايم . بازيكناني كه اشتباهات دفاعي بزرگي مرتكب مي شدند، آنهايي بودند كه دچار كمبود تمركز ذهن در دفاع بودند.

در واقع آنها در هنگام دفاع، به حمله بعدي خود در زمين حريف فكر مي كردند و طبيعتا اين حالت، منجر به اشتباه در كار دفاع مي شود. بايد به بازيكنان فهماند كه دفاع فردي آنها، در تعيين نتيجه بازي نقش مهمي دارد.

مقايسه مجموع امتيازات با هم، در تفهيم اين نكته بسيار موثر خواهد بود. براي مثال، اگر يكي از بازيكنان ما 18 امتياز كسب كرده باشد اما اجازه داده باشد كه حريفش 26 امتياز كسب نمايد، دچار زيان شده است. برعكس اگر بازيكني فقط 6 امتياز به دست آورده باشد، ولي حريفش را از كسب امتياز محروم كرده باشد، قطعا موفق بوده است.


در تدارك براي مسابقه بايد هر يك از بازيكنان را از معدل گل حريف مستقيم آنها مطلع كنيم. هدف آن است كه جمع امتيازات كسب شده توسط بازيكن حريف از معدل گل هميشگي وي كمتر گردد. اگر بهترين بازيكن حريف داراي معدل گل 25 امتياز در هر مسابقه باشد و يار ما او را در 15 متوقف نمايد، بديهي است كه از نظر دفاعي، كار ارزنده اي صورت پذيرفته است.

عامل ديگري كه بازيكنان بايد بدانند، اين است كه دفاع ذاتا نسبت به حمله سلاحي قوي تر است. به ناچار مواقعي پيش مي آيد كه بازيكن در موضع تهاجمي، خارج از كيفيت مطلوب باشد يا به اصطلاح سر فرم نباشد.
اما در موضع دفاعي، فقط وقتي اين حالت پيش مي آيد كه تمركز كافي يا فعاليت كافي وجود نداشته باشد.
دفاع بيش از آنكه مقوله اي فيزيكي باشد، مقوله اي ذهني است و بيشتر نياز به قدرت ذهني دارد تا استعداد بدني.
ما به بازيكنان مي فهمانيم كه دفاع در حقيقت يك "حالت" است. حالتي كه مدافع به وسيله آن به حريفش چنين مي گويد؛" نمي تواني بر من غالب شوي. من به تو اجازه اين كار را نمي دهم. تو ممكن است استعداد بيشتري داشته باشي، اما من بيشتر از تو تمرين كرده ام و الان هم نتيجه تمرينات سخت خود را خواهم ديد. "

البته هميشه نتيجه مثبت حاصل نمي شود. ممكن است در تيم مقابل بازيكناني با استعداد استثنايي وجود داشته باشند كه پس از تمرينات سخت به ميدان آمده باشند و در مصاف تن به تن موفقيتهاي زيادي به دست آورند. اما با وجود چنين شرايطي هم نبايد آن حالت دفاعي از بين برود، بلكه فقط شكل جديدي به خود مي گيرد حاكي از اينكه " دفعه بعد من خودم را بهتر آماده خواهم كرد. شديدتر تمرين خواهم كرد. دفعه بعد شكست نخواهم خورد. "

دفاع كردن در مقابل بازيكني كه تسليم نمي شود، كاري دشوار است. ما مي خواهيم، بازيكنانمان درست چنين حالتي داشته باشند؛ مخصوصا در دفاع فردي، ما بازيكناني مي خواهيم كه روحيه رقابت داشته باشند. بازيكناني كه در هيچ شرايطي تسليم نشوند. مهم نيست مقدار اختلافشان با حريف چقدر است. اينها بازيكناني هستند كه سرانجام به سطوح عالي دست مي يابند.


نكاتي پيرامون دفاع

1-تلاش كنيد براي حريف مزاحمت ايجاد كنيد تا او نتواند موقعيت مناسب براي دريافت توپ به دست آورد.
2- تلاش كنيد با حركات فريب دهنده دفاعي، حمله حريف را دچار تزلزل كنيد.
3- يكي از اصولي كه مدافع بايد به آن توجه كند، هوشياري است؛ پس مدافع بايد سعي كند كه يك بازيگر هوشيار باشد و حركات مهاجم را به خوبي زير نظر داشته باشد و بموقع عكس العمل نشان دهد تا غافلگير نشود.
4- سعي كنيد بعد از اصابت توپ به تخته يا حلقه، علاوه بر اينكه موقعيت حريف را براي تصاحب توپ خراب مي كنيد،‌ يك موقعيت مناسب براي خودتان فراهم كنيد و توپ را كسب نماييد.
5- سعي كنيد زودتر از مهاجم به هوا نپريد؛ به عبارت ديگر فريب نخوريد.
6- در حين دفاع، صحبت كنيد و افراد تيم را از خطر حمله آگاه نماييد.
7- كنترل اعصاب و تعادل روحي براي كسب نتايج مثبت،‌ بسيار با اهميت است. سعي كنيد آرامش خود را حفظ كرده، بر اعصاب خود مسلط باشيد تا بتوانيد به راحتي دفاع كنيد.
8- با بلند كردن دستها در مقابل حريف، امكان تمركز را براي انجام دادن يك شوت خوب از او سلب كنيد.
9- در زماني كه حريف صاحب توپ است،‌ سعي كنيد بين او و حلقه واقع شويد. بخصوص وقتي كه توپ نزديك سبد است و احتمال گل زدن بيشتر است.


موقعيتهاي اصلي حمله اي و مهارتهاي مربوط به هر پست

علاوه بر مهارتهاي عمومي، هر پنج بازيكن بايد در موقعيتهاي حمله اي، مهارتهاي ثانويه مختلف و ويژگيهاي متفاوتي داشته باشند. ذيلا شرح مختصري از پنج موقعيت حمله اي ذكر مي گردد:

1- گارد راس (Point Guard)
2- گارد شوت زن (Shooting Guard)
3- فوروارد كوچك (Small Forward)
4- فوروارد قدرتي (Power Forward)
5- سانتر (Center)

1- گارد راس: اكثر سيستمها براي حمله و تاختن بازيكن طراحي شده است. اغلب به گارد راس، به عنوان بازيكن «1» اشاره مي شود. اين بازيكن معمولا بهترين كاركننده با توپ در گروه است. او بايد قادر باشد ضدحمله را رهبري كند. زيرا ضد حمله ممكن است در هر موقعيتي اعم از توپ ربايي،‌ريباند يا تهاجم به سبد، توسط يك مهاجم اتفاق بيفتد. اگر ضد حمله اي در ميان نباشد او بايد بتواند توپ را به زمين حريف بياورد و يك حمله نيمه زمين را عليه دفاع فشاري سازماندهي كند.
گارد راس مجبور نيست يك امتيازآور بزرگ باشد. اما بايد قادر باشد كه خوب شوت كند. اين امر دفاع مقابل را مجبور مي كند تا از جاي خود حركت كند و براي پوشش دادن او اصطلاحا بيرون بيايد و او را در محيط اطراف كنترل كند و اجازه ندهد كه گارد راس آزادانه در ميدان جولان بدهد.گارد راس بايد يك پاس دهنده عالي باشد . توانايي او براي تبديل به يك بازيكن آزاد، بي دفاع و باز خيلي مهم است. همچنين قابليت او براي تخمين پيشبرد و روند بازي مهم است و بالاخره براي ساختن پاسهاي كمكي اهميت دارد. او بايد افراد هوشمند تيم را وادار كند به طرف بازيگر چيره دست حريف بروند و توانايي مشاركت دادن همه بازيكنان در تهاجم را داشته باشد.
وي بايد قادر باشد نفوذ كند، دفاع را جلب كند و تمام كننده خوبي باشد. منظورم از تمام كردن اين است كه او بايد اطمينان حاصل كند كه تهاجم، چه بوسيله ضد حمله و چه نفوذ، يك ضربه قابل توجه را در بر خواهد داشت. بازيكن «1» بايد ذكاوت خواندن دفاع و تنظيم متقابل حمله را داشته باشد. گارد راس نمونه كسي است كه از جهات فراوان در زمين، خود يك مربي باشد.

2- گارد شوت زن: بازيكن «2» يا گارد شوت زن از نظر جثه بزرگتر از ساير گاردهاست . بازيكن «2» معمولا از بهترين شوت زنهاي پيراموني و دومين كاركننده با توپ به نحو مطلوب مي باشد. او بايد يك دريافت كننده خوب باشد. چون غالبا پاس اول را براي آغاز حمله دريافت مي كند. بنابراين، بايد يك پاس دهنده خوب نيز باشد تا بتواند تهاجم را تداوم و گسترش بخشد و از فرصتها براي رساندن توپ به محدوده داخلي و به بازيكنان « پست » استفاده نمايد.
بازيكن « 2 » مشابه گارد راس بايد قادر باشد يا در ضد حمله و يا به وسيله ارسال توپ به منطقه بيروني و به همبازيهاي حاشيه اي ، بازي را شكل داده، يا به پايان برساند. به علاوه،‌بازيكن در موقعيت «2» مي تواند از راه دنبال كردن شوت و يا نفوذ از سمت ضعيف دفاعي حريف، موقعيتهاي مناسب ريباند را كسب كند و ريباندها ي تهاجمي خوبي به چنگ آورد.

3- فوروارد كوچكتر: معمولا اين بازيكن بزرگتر از گاردها خواهد بود،‌اما شايد از نظر سرعت و كار با توپ،‌ قدري تفاوت داشته باشد. بازيكن «3» بايد بسياري از مهارتهاي گارد راس را دارا باشد و بتواند توپ را خوب حفظ كند. از وي خواسته مي شود تا بعضي اوقات به گاردها كمك كند تا دفاع را بشكند.
بازيكنان «3» بايستي بتوانند به خوبي پاس بدهند. بعضي اوقات اين بازيكن بهترين پاس دهنده تيم است، زيرا مزيت قد بلند او نسبت به گاردها، راه را بيشتر باز مي كند تا توپ را پاس بدهد. او بايد قادر باشد از بيرون شوت كند تا به بازيكنان «1» و «2» كمك نمايد تا يك دفاع منطقه اي را در ناحيه مشخصي از زمين پايه ريزي كنند. منطقه تمايز بازيكن «3» از ساير گاردها، ناحيه ريباند حمله اي است.
فوروارد كوچكتر بايد ريباند كننده حمله اي خوبي باشد. از «3» موقعيت حمله اي ، بازيكن شماره «3» غالبا امكان انجام بهترين شوت را به دنبال يك ريباند حمله اي دارد؛ زيرا حريفان روي بلوك كردن سانتر و فوروارد قدرتي متمركز مي شوند.

4- فوروارد قدرتي: اين فرد بايد يكي از درشت ترين و قويترين بازيكنان تيم باشد. بنابراين، يكي از مسلط ترين ريباندكننده ها در دفاع و حمله نيز هست. فوروارد قدرتي بايد يك بازيكن فيزيكي باشد. هر تيم به اين حضور فيزيكي نياز دارد و به خاطر اندازه و قدرت بازيكن «4» است كه وي مي تواند غالبا اين حضور را تامين كند.
مانند گاردها و بازيكن «3»، فوروارد قدرتي بايد بتواند توپ را به نحو مطلوب حفظ و نگهداري كند و يك پاس دهنده و دريافت كننده خوب باشد.اين اندازه و قدرت بايد او را قادر سازد تا در داخل « منطقه بلوك » توپ را تصاحب ( پست آپ ) كند و توپ را به طرف سبد رانده، يك شوت راحت انجام دهد و يا يك خطا از حريف بگيرد.

5- سانتر: در اكثر مواقع، سانتر قلب تيم خواهد بود. به خاطر داشته باشيد كه بازيكن«5» بايد مانند فوروارد قدرتي، بهترين ريباند كننده و يا دومين ريباند كننده خوب تيم باشد. برخلاف بازيكنان پيراموني، سانتر بايد قادر باشد به سبد بازي پشت كند و در داخل ( منطقه تهديد به گل ) استوار و محكم باشد. لذا بايستي با سانتر خود كاركنيد تا او فرصت يابد به طور پيوسته با حركات اساسي در داخل منطقه خود كسب امتياز كند.
بدين علت بازيكن «5» غالبا در بين شلوغي و رفت و آمد، شوت مي كند و معمولا بيشترين خطاها بر روي او انجام خواهد شد. لذا سانتر بايد يك شوت كننده خوب از منطقه پرتاب آزاد پنالتي باشد (‌همانگونه كه همه بازيكنان بايد شوت زنهاي خوب از ناحيه پرتاب آزاد پنالتي باشند.)
شوتهايي كه نزديك سبد انجام مي شوند، بالاترين ميزان شوتها هستند. بنابراين، قسمت اعظم حمله بايد به گونه اي طراحي شود كه توپ در ناحيه داخلي به سانتر برسد.


بازيكنان پست (دروني) و پيراموني (Perimeter, Post)

در مجموع بازيكنان را به دو گروه پست و پيراموني تقسيم مي كنيم:
بازيكنان پيراموني به افرادي اطلاق مي شود كه قادرند رو به سبد به طور موثر بازي كنند. بازيكنان پست به كساني گفته مي شود كه قابليت نفوذ به داخل را دارند و پشت به سبد بازي مي كنند. همان گونه كه مي دانيم، امروزه مهارت بازيكنان روز به روز افزايش مي يابد و شما ورزشكاران بسياري را خوهيد يافت كه قابليت بازي در محدوده پيراموني و نيز در نقش پست را دارند. امروزه بازيكنان چند منظوره بي نهايت ارزشمند هستند.


عوامل موثر در ارزيابي بازيكنان و تيم در مسابقات بسكتبال

تعداد بازي انجام داده (Games Played)
دقيقه كل بازي انجام داده (Minutes Played)
امتياز كل كسب شده (Total Points)
امتياز كسب شده در هر بازي(Points Per Game)
گلهاي منطقه اي به ثمر نشسته (Total Field Goals Made)
شوتهاي 2 امتيازي به ثمر نشسته (2Points Field Goals Made)
شوتهاي 3 امتيازي به ثمر نشسته (3Points Field Goals Made)
پرتابهاي آزاد به ثمر نشسته (Free throws Made)
ريباندهاي حمله اي (Offensive Rebounds)
ريباندهاي دفاعي (Defensive Rebounds)
مجموع ريباندها (Total Rebounds)
پاس منجر به گل (Assists)
توپ ربايي(Steals)
توپ از دست رفته (Turn overs)
بلاك شوت ( برگرداندن توپ شوت شده به سمت سبد ) (Blocked Shots)
خطا (Fouls)
امتياز حاصل از ضد حمله (Fast break points)
امتياز حاصل از موقعيتهاي مجدد (Second chance points)
امتيازات داخل محوطه جريمه (Points in the paint)

نقل از سایت فدراسیون بسکتبال جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده توسط دکتر محسن شیرعلی در شنبه نهم بهمن 1389 و ساعت 18:43 |